تبليغاتX
اقتصاد ایران - استسقا و استفراغ؛ سيرك بازان و فرماندهان
اقتصاد ایران تجارت بازرگانی اقتصاد سیاسی IranEconomist

زير ذره بين بايد برد تصويري كه رييس كل بانك مركزي از اقتصاد ايران ارائه مي كند چه اينكه در جهان امروز كه هم سلكان طهماسب مظاهري در ديگر بلاد كمتر سخن مي گويند، او نيز،تيز و تميز سخن مي گويد و اميد كه شفاف تر تر پاسخ دهد پرسش ها را  و آيينه اي باشد راست نما.

او از چالش جديد در اقتصاد ما به عنوان «استسقاء» مي گويد كه به اعتقاد بسياري به دليل سوء هاضمه و بيماري هاي گوارشي  نهفته در وجود اقتصاد ، «استفراغ» مي آورد.از نقش دولت به عنوان «مدير سيرك» مي گويد نه «فرمانده پادگان» ، حال انكه بسياري از وزرا و مديران دولتي خود را فرمانده دانسته و فرمان «بنشين – برپا» صادر مي كنند زهي افسونگري هاي بي نتيجه كه اقتصاد ما با اين تفكر نه بر پا مي ايستد كه درجا مي زند.

سخن اين است كه اين بيماري استسقاء يا سيري ناپذيري در اقتصاد ايران در نتيجه چه تفكر اقتصادي ايجاد شده است و كدام بخش از اقتصاد دچار اين عطش شده است؟ در نتيجه رسيدن به پاسخ روشن و شفاف ،مي توان درمانها را يافت و پيشگري ها را پيشه آينده خويش كرد.در نظر نخست اين حسن ظن وجود دارد كه آقاي مظاهري مي خواهد پيوند تشبيه گونه اي از ارتباط نقش دولت در مقام فرمانده پادگان با بيماري استسقا نشان دهد.و اينجاست كه خاظره اي تاريخي در ذهن ها زنده مي شود.

ديكتاتور بزرگ معاصر رضا خان را مثل آورند كه چون دريافت آفتاب صدارت سيد ضيا طباطبايي بر لب بام است در پاسخ به درخواست آن سيد نگون بخت ، جواب سخت داد و در پايان نامه امضا زد:فرمانده كل - رضا.اين كم سواد ، سوادكوهي چون به پادگاني درامد بارعام داد تا مشكلها عيان شود.سربازي از كمبودها ناليد.زمستان بود و برف هم آمده بود.ديكتاتور گلوله برفي درست كرد و دست به دست فرماندهان و اميران و سرداران و سپهسالاران رفت تا به سرباز رسيد، اب شده بود.گفت انچه ما از اول داديم گلوله اي برفي بود بزرگ و چون به پايين ترين رسيد، چيزي از ان نماند.

حال حكايت اقتصاد دولتي ماشده است .در نتيجه پايين بودن بهره وري ، ضعف مديريت ها ، توزيع نادرست و رانت جويي ها و ده ها ناهمواري ديگر چنان عليل شده كه هرچه پول مي دهيم بازهم تشنه تر مي شود؛40 ميليارد دلار كه سهل است چنين ادامه دهيم 100 ميليارد دلار هم به چند سال آتي كفافمان نمي دهد.

اما تاوان اين بيماري استسقا و تفكر اقتصاد دولتي را بخش خصوصي و تعاوني ها مي دهند و اين رنجي است تاريخي.چه اينكه تورم را ناشي از افزايش نقدينگي دانند كه نتيجه بي انضباطي مالي دولت و دست اندازي دولتي ها به منابع پولي كشور است و خزانه ببندد و سه قفل بر آن زنند تا مهار تورم حاصل شود .سنگين ترين ضربه را بخش خصوصي متحمل مي شود كه در تنگنا افتاده و نه پايي در بودجه دارد و نه دستي در بانكها.

آقاي مظاهري مي خواهد نقش مدير سيرك را در نظم بخشيدن به بازار پول بازي كند حال انكه برخي راهي كه او در پيش گرفته را چون فرمانده پادگان فرض دانسته اند.قضاوت در زمان كوتاه را شايسته نباشد و به نظرم در شرايطي كه همه نقش فرمانده را بر خود تصور مي كنند مدير سيرك بودن براي رييس كل بانك مركزي دشوار خواهد بود.صبحانه خوردن با بخش خصوصي براي اقتصاد ايران بهتر از شام و ناهار خوردن با بخش دولتي است كه چاقي و تنبلي مي آورد و هزار امراض ديگر .

نوشته شده توسط رضا کربلایی در ساعت 7:3 بعد از ظهر | لینک  |