بر اساس تعريف بانك مركزي پايه پولي يكي از متغيرهاي بسيار مهم پولي است كه به آن پول پرقدرت هم ميگويند و هر گونه افزايش در پايه پولي منجر به افزايش چند برابرآن (معادل ضريب فزاينده نقدينگي ) در نقدينگي ميشود.پايه پولي كه بر اساس ترازنامه بانك مركزي تهيه ميشود داراي 2وجه است كه عبارتند از منابع و مصارف.بهطور كلي عوامل مؤثر بر عرضه نقدينگي عبارتند از: خالص داراييهاي خارجي نظام بانكي(شامل داراييهاي خارجي بانك مركزي و بانكها و نيز بدهي ارزي آنها)، خالص بدهي بخش دولتي به نظام بانكي (شامل بدهي و سپرده آنها نزد بانكها) و نيزبدهی بخش غیر دولتی به نظام بانکی.همچنين پول(شامل اسكناس و مسكوك در دست اشخاص و سپردههاي ديداري نزد بانكها و مؤسسات اعتباري) و شبه پول (سپردههاي غيرديداري بانكها و مؤسسات اعتباري) اجزاي تشكيل دهنده نقدينگي به شمار ميرود.
بررسي ديدگاههاي مطرح شده از سوي كارشناسان اقتصادي مويد اين است كه عمدهترين دلايل رشد نقدینگی عبارت است از: تبديل دلارهای نفتی به ريال و تزريق آن به اقتصاد کشور، سياستهاي انبساطي بودجهاي بدون در نظر گرفتن ظرفيتها و بسترهاي رشد اقتصادي، اعطاي دستوري تسهيلات بانكي به ويژه به بخش دولتي براي جبران نقدينگي آنها، كسري بودجه پنهان دولت و افزايش هزينههاي جاري، ناتمام ماندن طرحهاي عمراني و سنگينتر شدن كفه تقاضا در برابر عرضه، ابهام در بهرهوري و مديريت بنگاهداري دولتي و جبران كاستيهاي آنها با ابزارهاي پولي، خلق نقدينگي توسط مؤسسات اعتباري خارج از نظارت بانك مركزي، حجم بدهي دولت به نظام بانكي و افزايش بيرويه بدهيهاي معوق و برداشت بيرويه و فاقد پشتوانه لازم از خزانه بانك مركزي توسط بانكهاي عامل.
سياستهاي مالي دولت؛ عامل اثرگذار
جمشيد پژويان و محمد طبيبيان، 2 استاد دانشگاه، اولويت اول در تزريق نقدينگي و افزايش تورم را به بيانضباطي مالي دولت ميدهد.بهنظر پژويان ريشه اصلي تورم بيانضباطي مالي دولت است كه در نتيجه كسري بودجه، حجم پول افزايش يافت.او اين ديدگاه كه تزريق پول ميتواند مشكل رشد اقتصادي را برطرف كند، رد ميكند و ميگويد: با افزايش پول در جامعه مشكل حل نخواهد شد و اگر از تجربه 50 ساله دنيا و كشورهاي درحال توسعه درس نگيريم دست كم ميتوانيم اقتصاد خودمان را بررسي كنيم.طبيبيان هم معتقد است: رابطه افرايش نقدينگي با افزايش نرخ تورم در كشور ما يك واقعيتي است كه طي 30 سال اخير كارشناسان مدام هشدار دادهاند اما دولتها كمتر به اين هشدارها توجه ميكنند و دولت حاضر هم در دامنزدن به نقدينگي بيپروايي به خرج داده است و لذا علت اصلي افزايش نقدينگي و به تبع آن افزايش نرخ تورم سياستهاي مالي دولت است.
دكتر بيژن بيد آباد، صاحبنظر در مسائل پولي و بانكي بر اين باور است كه درآمدهای نفتی موجب افزایش حجم عظیم درآمدهای کشور شده که به معنای تهییج اقتصاد به سمت فعالیتهای اقتصادی است.دولت با افزایش درآمدهای خود فعالیتهای بودجهای را تشدید کرده و عملا باعث شده تا تزریق نقدینگی به فعالیتهای دولتی، جریان گردش نقدی کشور را نیز تشدید کند، این فعل و انفعالات موجب به هیجان آوردن بخش خصوصی در اقدامات اقتصادی شده است.بر اين اساس، این 3 انبساط یعنی انبساط بخش پول خارجی، دولتی و خصوصی، عملا حجم نقدینگی کشور را به شدت افزایش داده است و این نقدینگی در چارچوب ساختار فعلی نظام پولی و بانکی کشور بهعنوان نقدینگی قابل رویت تلقی می شود.او به «نقدينگي پنهان» هم اشاره دارد و ميافزايد:حجم نقدینگی پنهان در اقتصاد ایران بهعنوان یک عامل بی ثبات کننده سیاستهای پولی همچنان در حال افزایش است.
از نظر كارشناسان اقتصادي نا همخواني سياستهاي پولي و مالي كشور و فقدان استقلال بانك مركزي يكي از چالش ها بر سر مديريت نقدينگي است؛ نكتهاي كه طهماسب مظاهري تمايل دارد از آن بهعنوان«اقتدار بانك مركزي» ياد كند چرا كه بهنظر او «استقلال» مفهومي نسبي است كه ميتواند سوء تفاهمي در پي داشته باشد.مرتضیالله داد کارشناس اقتصادی از همين زاويه به اين مسئله مينگرد و عنوان ميكند كه در اقتصاد هایی که بر پایه تولید و مکانیزم هستند، معمولا افزایش نقدینگی نسبت مستقیمی با رشد تولید ناخالص داخلی دارد، این در حالی است که در ایران افزایش نقدینگی بیشتر ناشی از تبدیل دلارهای نفتی و بزرگ بودن اندازه دولت است.مهدي تقوي، عضو هيأت علمي دانشگاه از زاويهاي متفاوت به پديده افزايش نقدينگي توجه دارد. او مهمترین دلیل افزایش نقدینگی را افزایش درآمد ارزی ميداند و ميگويد: بانک مرکزی دلارهای حاصل از نفت مورد نیاز دولت برای خرج کردن را تبدیل به ریال می کند و این در حالی است که کشور گرفتار نرخ تورم بالا است و هر سال باید کشور نسبت به تورم پول بیشتری را داشته باشد تا بتواند کالا خریداری کند.
هشدارهاي پياپي به اميد راههاي بهتر
مسئولان بانك مركزي در شرايط حاضر چاره را در اين ميبينند تا با هشدارهاي پياپي خود افكار عمومي به ويژه همراهي كارشناسان را به سمت خود جذب كنند.مرد اول ساختمان ميرداماد تا كنون با برگزاري2 نشست تلاش كرده نقش تضعيف شده بانك مركزي را احيا كند. چرا كه ميداند پاسخگوي تورم موجود او خواهد بود هرچند خود عامل آن نباشد وليكن بهعنوان عضوي از دولت چارهاي جز اين نخواهد داشت.انتشار اوراق مشاركت، نخ نماترين راهي است كه در سالهاي اخير در صدر برنامههاي كنترل نقدينگي قرار دارد اما ابزاري مطمئن نخواهد بود. دولت مأموريت دارد تا پايان برنامه چهارم نرخ تورم را يك رقمي كند وليكن ضرباهنگ نقدينگي نشان از جريان ديگري دارد.هشدار صريح رئيس كل بانك مركزي و استمداد او از « همه مردم و دستگاههای اجرایی» براي کنترل نقدینگی خود مصداق دردسر ساز شدن مسئله است.آيا تلاشها براي سوق دادن نقدينگي به سمت سرمايهگذاري و جلو گيري از انحراف در اعتبارات و تسهيلات با توفيق همراه خواهد بود؟جادوي بانك مركزي اين روزها 2 وجه بيشتر ندارد. قانع كردن دولت به اصلاح رفتار مالي خود و همراهي سياستهاي بودجه اي آن با سياستهاي مالي و دوم نظارت شديد بر بانكهاي دولتي و خصوصي ومؤسسات اعتباري با هدف مديريت بهينه نقدينگي، چرا كه مصارف اعتبارات بانکی برای پرداخت تسهیلات بیشتر از منابع بانکی و در نتيجه رشد نقدينگي شده است.آيا فشارها براي بازكردن خزانه 3قفله شده بانك مركزي بينتيجه ميماند؟ تازهترين اقدام، دستور رئيسجمهوري براي پرداخت تسهيلات به واحدهاي بدهكار است.اين سياست در حالي اجرا ميشود كه ابهام زيادي درباره سياستهاي ايجاد اشتغال زودبازده كه حجم زيادي از نقدينگي بانكها را به خود اختصاص داده، وجود دارد. استنباط دولت اين است كه اقدام اخير با هدف حفظ يك ميليون و 600 هزار شغل است.
اما طهماسب مظاهري بیان اینکه برخی بانکها به بانک مرکزی در پی افزایش پرداخت تسهیلات بدهکار هستند، تصریح ميكند: پرداخت منابع بانک مرکزی و تزریق آن به اقتصاد، مستقل از دلیل و روشی که این تزریق انجام شود، دارای اثر تورمی است.
نسخه شفابخش يا داروي مسكن؟
بازهم بايد منتظر ماند و نتيجه تلاشها براي مديريت مهمترين متغير پولي را ديد.اينكه تا چه اندازه دولت ميتواند جلو فشارهاي بخش گرايانه وزارتخانهها و دستگاههاي اجرايي اش را بگيرد، نشان از تعهد مالي و انضباط پذيري ساختار اقتصاد دولتي ايران دارد كه تاكنون نمره مثبتي در كارنامهاش رقم نخورده است.نسخه شفابخش براي اداره مطلوب و بهينه نقدينگي و بسترسازي براي سوق دادن نقدينگي در جهت رشد پايدار اقتصادي را چگونه بايد پيچيد؟ آيا از گذشته درس ميگيريم يا چون هميشه به داروهاي مسكن دل ميبنديم؟
