86/07/29
نوشتن درباره صادرات چون اوقات فراغت شده كه چون تابستان فرا مي رسد، تكرارگويي ها و پراكنده كاري ها نمايان مي شود بي آن كه تغيير محسوس در راهبردهاي كلان ايجاد شود. امروز را روز ملي صادرات نام نهاده اند، به مثابه مناسبتي بودن بسيار امور مهم و روزمرگي پيشه كردن. سخن بسيار گوييم و روز بعد اما غفلت كنيم چون هميشه
چند سالي است كه ٢٩ مهرماه دغدغه همه ما اين است كه صادرات كنيم. شايد اين روزها كه طلاي سياه گريزپا شده و به ٩٠ دلار هم رضايت نمي دهد، پرده اي بر دغدغه ها افتد كه صادرات كمتر مهم باشد چون نفت صادرات مي كنيم رفتارمان وارداتي است و به سر سوداي صادرات داريم چه صادر كنيم، چرا صادر كنيم، به كجا صادر كنيم و چه زمان صادر كنيم و شايد آنچه اين روزها اساس قرار مي گيرد اين است كه چگونه صادر كنيم
ساده انديشي در پاسخ ها عيان است آن را صادر كنيم كه خود نياز نداريم يا مازاد بر نياز داريم و ديگران محتاج آن هستند، چرا صادر كنيم چون ارز مي آورد و منابع درآمدي ما را افزون مي كند. به كجا صادر كنيم به هر كجا كه توانيم از مشرق تا مغرب از شمال تا جنوب. چه زمان صادر كنيم هر زمان، اما اگر خود نياز پيدا كنيم راه بر صادرات ببنديم. چگونه صادر كنيم آن گونه كه خود دانيم با كمي ناز و كرشمه براي دل ربودن از خواستگاران كالا و خدمات ما
ليك سخن روي ديگر دارد. اگر انديشه كنيم آنچه صادر مي كنيم نه فقط كالا و خدمات بلكه فرهنگ و آبروي يك ملت است نزد ديگران پس به خود نهيب خواهيم زد كه دانش صادراتي را مهم بدانيم. به كنايه بنگريم در خبري كه اين روزها نقل جهان خودرو شده و شركت تويوتا را چون خبر دادند خودرو توليدي اش در بازار همسايه نقص اندك دارد و زود است كه گند بالا آورد، خواب نداشت و تاب نياورد و دستور اشد دادند تا فروش رفته يا نرفته را به انبار آورند و بهانه نياوردند كه به تدريج رفع نقص كنيم. عذر خواستند، عذر تمام
صادرات نه فقط خودباوري ملي كه آبروي ملي است و قوام بخش فرهنگ ملي. يكي به صنعت سينما، آبروداري مي كند، آن ديگري صنعت كامپيوتر وخودرو را دستمايه مي سازد و ديگر هم صنعت كشاورزي اش را ترازو ساخته نزد ملل ديگر و برخي هم چون ما خام فروش شده ايم به نفت و فرآورده هايش
خطاي ما اين است كه نگران مانده ايم چون جهان برتر اقتصادي را جاي ما نباشد پس همان بهتر كه به جهان كمتر رضايت بايد داد. از پراكنده كاري ها و بخشي نگري ها و موازي ورزي ها و ... نگوييم كه لقلقه زبان همه شده است. يكي مي كارد، يكي ديگر هم ناداشته برداشت مي كند و ديگري به هزار فريب بفروشد و مردم هم غبطه خورند كه خوب را ديگران خورند و ما بد مي خوريم و اين انصاف نباشد. پرسيم كه:
- آيا انديشه كرده ايم آنچه در بازار داخل مي فروشيم و مي خرند در بازار ديگران هم خريدار دارد يا خير(اصل كيفيت)
- آيا دغدغه داريم از براي كه توليد و صادر مي كنيم(اصل ذائقه مشتري)
- آيا دانيم ديگران آنچه از ما مي خواهند، چگونه مي خواهند( اصل بازاريابي)
- آيا دريافته ايم ديگراني هم هستند كه آنچه را ما صادر مي كنيم بهتر هم صادر مي كنند(اصل رقابت)
- آيا رسم بازار مي دانيم و اين كه ما را به تاريخ تاجران خوب شناخته اند و اكنون كمتر شناسند(اصل تجارت) و... آيا جهان شناسيم
اصل صادرات را محدود به وزارتخانه اي نكنيم و همه از او نخواهيم كه خود مانده است در سوداي پايين و بالا كردن بازار داخل، صادرات محكوم به دولت نباشد كه گاه گويد اين صادر شود و گاه فرمان دهد اين يكي نه، آن ديگري صادر كنيد.
صادرات از براي ملت است در گرو داشتن دانش آن. ما ملتي شده ايم كه دهان به شير نفت بسته ايم و در گوش، چوب پنبه آلوده به نفت و سياست نهاده ايم و دل خوش داشته ايم كه هنر نزد ايرانيان است و بس. آري ما بچه پولداريم و ليكن سرمايه نداريم. ثروت خدادادي داريم و به اندازه آن سرمايه نداريم. صادرات ما برآمده از فروش دارايي هاي خام و ثروت هاي خداداده است تا ناشي از رنج و دانش ومديريت ما
چند سالي است كه ٢٩ مهرماه دغدغه همه ما اين است كه صادرات كنيم. شايد اين روزها كه طلاي سياه گريزپا شده و به ٩٠ دلار هم رضايت نمي دهد، پرده اي بر دغدغه ها افتد كه صادرات كمتر مهم باشد چون نفت صادرات مي كنيم رفتارمان وارداتي است و به سر سوداي صادرات داريم چه صادر كنيم، چرا صادر كنيم، به كجا صادر كنيم و چه زمان صادر كنيم و شايد آنچه اين روزها اساس قرار مي گيرد اين است كه چگونه صادر كنيم
ساده انديشي در پاسخ ها عيان است آن را صادر كنيم كه خود نياز نداريم يا مازاد بر نياز داريم و ديگران محتاج آن هستند، چرا صادر كنيم چون ارز مي آورد و منابع درآمدي ما را افزون مي كند. به كجا صادر كنيم به هر كجا كه توانيم از مشرق تا مغرب از شمال تا جنوب. چه زمان صادر كنيم هر زمان، اما اگر خود نياز پيدا كنيم راه بر صادرات ببنديم. چگونه صادر كنيم آن گونه كه خود دانيم با كمي ناز و كرشمه براي دل ربودن از خواستگاران كالا و خدمات ما
ليك سخن روي ديگر دارد. اگر انديشه كنيم آنچه صادر مي كنيم نه فقط كالا و خدمات بلكه فرهنگ و آبروي يك ملت است نزد ديگران پس به خود نهيب خواهيم زد كه دانش صادراتي را مهم بدانيم. به كنايه بنگريم در خبري كه اين روزها نقل جهان خودرو شده و شركت تويوتا را چون خبر دادند خودرو توليدي اش در بازار همسايه نقص اندك دارد و زود است كه گند بالا آورد، خواب نداشت و تاب نياورد و دستور اشد دادند تا فروش رفته يا نرفته را به انبار آورند و بهانه نياوردند كه به تدريج رفع نقص كنيم. عذر خواستند، عذر تمام
صادرات نه فقط خودباوري ملي كه آبروي ملي است و قوام بخش فرهنگ ملي. يكي به صنعت سينما، آبروداري مي كند، آن ديگري صنعت كامپيوتر وخودرو را دستمايه مي سازد و ديگر هم صنعت كشاورزي اش را ترازو ساخته نزد ملل ديگر و برخي هم چون ما خام فروش شده ايم به نفت و فرآورده هايش
خطاي ما اين است كه نگران مانده ايم چون جهان برتر اقتصادي را جاي ما نباشد پس همان بهتر كه به جهان كمتر رضايت بايد داد. از پراكنده كاري ها و بخشي نگري ها و موازي ورزي ها و ... نگوييم كه لقلقه زبان همه شده است. يكي مي كارد، يكي ديگر هم ناداشته برداشت مي كند و ديگري به هزار فريب بفروشد و مردم هم غبطه خورند كه خوب را ديگران خورند و ما بد مي خوريم و اين انصاف نباشد. پرسيم كه:
- آيا انديشه كرده ايم آنچه در بازار داخل مي فروشيم و مي خرند در بازار ديگران هم خريدار دارد يا خير(اصل كيفيت)
- آيا دغدغه داريم از براي كه توليد و صادر مي كنيم(اصل ذائقه مشتري)
- آيا دانيم ديگران آنچه از ما مي خواهند، چگونه مي خواهند( اصل بازاريابي)
- آيا دريافته ايم ديگراني هم هستند كه آنچه را ما صادر مي كنيم بهتر هم صادر مي كنند(اصل رقابت)
- آيا رسم بازار مي دانيم و اين كه ما را به تاريخ تاجران خوب شناخته اند و اكنون كمتر شناسند(اصل تجارت) و... آيا جهان شناسيم
اصل صادرات را محدود به وزارتخانه اي نكنيم و همه از او نخواهيم كه خود مانده است در سوداي پايين و بالا كردن بازار داخل، صادرات محكوم به دولت نباشد كه گاه گويد اين صادر شود و گاه فرمان دهد اين يكي نه، آن ديگري صادر كنيد.
صادرات از براي ملت است در گرو داشتن دانش آن. ما ملتي شده ايم كه دهان به شير نفت بسته ايم و در گوش، چوب پنبه آلوده به نفت و سياست نهاده ايم و دل خوش داشته ايم كه هنر نزد ايرانيان است و بس. آري ما بچه پولداريم و ليكن سرمايه نداريم. ثروت خدادادي داريم و به اندازه آن سرمايه نداريم. صادرات ما برآمده از فروش دارايي هاي خام و ثروت هاي خداداده است تا ناشي از رنج و دانش ومديريت ما
نوشته شده توسط رضا کربلایی در ساعت 2:5 بعد از ظهر | لینک
|
