اين روزها كه ايهام و كنايه اثر نمي كند، با صداي بلند فرياد بايد زد و بي پرده نوشت. شايد گوش ها از سنگيني درآيد. چرا كه نمي فهميم و يا نمي خواهيم بفهميم آنچه سند چشم انداز است، دقيق و قابل محاسبه و مطالبه نوشته شد، حال آن كه به غلط مي پندارند برخي كه انشايي بيش نباشد.
اين روزها كه اصل ٤٤ را به تفسيري نوين خوانده ايم و ابلاغ شد تا بهانه نياوريم كه نمي شود، تلخ است بپذيريم قدم موثر برنداشته ايم و برنامه اي ننوشته ايم و كار رها شده است، گويي ما مسئول نيستيم! چه خوش سعادتي باشد دولت، مجلس و دستگاه قضا را كه مقام معظم رهبري راه را نشان داده اندُ ليك چه فرصت سوز شده اند اين سه ضلع مثلث كه راه ديده اند و راه نمي روند.
اين روزها كه سال به آخر مي رسد و بهاري ديگر در راه داريم، به گمانم خط پايان را بايد نشان دادن و خواستن كه همه به يك خط شوند. جز اين باشد، سال آينده در نقطه اي ايستاده ايم كه اكنون هستيم.
تصور نادرستي در نزد بسياري از تصميم گيران و مديران عالي رتبه و مياني درحال شكل گيري است كه ترويج مي كند اصل ٤٤ را بايد در فعاليت اقتصادي خلاصه كرد و مردم را سوداي مديريت اقتصادي و مالكيت نباشد كه ما بهتر از آنها عمل مي كنيم. ساده تر و شفاف تر بگوييم كه تقصير را به گردن مديران مياني نيندازيم كه آنها در دامن بالانشينان پرورش يافته اند و بر نظر آنها عمل مي كنند. قصوري اگر هست كه هست متوجه همگان است از صدر تا ذيل.
تأمل و تعمق در سيما و صداي ناراضي رهبر انقلاب در ديدار با دست اندركاران اجرايي سياست هاي اصل ٤٤ قانون اساسي كه صدا و سيما به يك بار نشان داد، خود گوياي بسياري از واقعيت ها بود و جاي تصورات غلط و تلقي هاي نادرست نخواهد بود.
بزرگواران! اين اقتصاد بزرگ دولتي ما را به بن بست كشاند و خسران به دنبال آورد. مردم را به صحنه راه دهيد نه براي فعاليت كه هم براي مديريت و مالكيت، هر سه ضلع مثلث را تقويت كنيد. سال آينده، سال مطالبه سياست هاي اصل ٤٤ از همگان خواهد بود و چون كسي كوتاهي كرد بركنار بايد!
