تبليغاتX
اقتصاد ایران
اقتصاد ایران تجارت بازرگانی اقتصاد سیاسی IranEconomist

خراسان دغدغه بازهم بر سر دلار است .چرا مسئله شايد فراتر از اين است .چالش بر سر سبد ارزي كشور و مديريت نرخ ارز و كسري بودجه ارزي كشور ،در اين روزها كه قيمت نفت به تپش قلب افتاده و ارزش دلار به روند صعودي ادامه مي دهد ، ذهن ها را مشغول كرده است كه چه بايد كرد.ابتدا اشاره كنم كه ٢تناقض به وجود آمده است: يكي مي گويد، اگر كاهش بهاي نفت همچنان روند سقوط را ادامه دهد و اگر قيمت نفت در حد ٦٠دلار و٦٠سنت باشد، در ٥ماه باقي مانده از سال خورشيدي درآمد نفتي ايران حدود چهار ميليارد دلار كاهش خواهد يافت.(رامين پاشايي فام معاون اقتصادي بانك مركزي) ديگري هم مي گويد: دلار ٢٠درصد تقويت شده است يعني اگر قيمت هاي نفت ٥٥درصد افت كرده باشد با تقويت ٢٠درصدي دلار، درآمد نفت در واقع ٣٥درصد كاهش يافته است پس بخشي از كاهش درآمدهاي نفتي جبران مي شود(محمد علي خطيبي نماينده ايران در اوپك). اما پرسشي وراي اين تناقض در ذهن ها شكل گرفته كه اگر دولت قيمت دلار را در بودجه اندكي بيش از ٩٠٠تومان پيش بيني كرده است ، اكنون كه دلار در بازار آزاد بالاي ١٠٠٠تومان قدم مي زند ، مابه التفاوت آن كجا مي رود؟جزم انديشي را بايد وانهاد و واقع گرايي را پيشه كرد.

چه اين كه چند سال قبل كه دلار ارزش كمتر از يورو پيدا كرد ، به درستي دولت چشم بر دلار بست و ذخاير ارزي اش را به يورو و يا ارزهاي معتبر ديگر تبديل كرد تا از منافع كشور دفاع كند، هرچند در بازار داخلي دلار محبوبيت داشت و ذائقه استفاده كنندگان به يورو كمتر تمايل پيدا كرد. اما به نظرم تصميم دولت به جا و منطقي بود.اكنون قاعده برگشته است و اين بار يورو در برابر دلار رنگ باخته و فرصتي است تا تدبير درست كنيم و از زيان ديدن ذخاير ارزي خويش جلوگيري كنيم.تناقض يادشده در سطرهاي پيشين به نظرم ناشي از بيان نيمي از واقعيت هاست و اين خلا نه به عمد كه برخاسته از جايگاه مسئوليت ايشان است.ساده اش اين است كه يكي مي گويد : چون ذخاير ارزي ما كمتر به دلار و بيشتر به غير دلار و به قاعده به يورو تبديل شده است ، در شرايطي كه يورو ارزش اش كمتر از دلار مي شود ، طبيعي است كه ارزش ذخاير ارزي غير دلاري ما كاهش مي يابد و بايد كه چاره اي انديشيد.

ديگري از منظري ديگر و در تحليل نوسان بهاي نفت خام ، باور دارد كه چون ما نفت به دلار مي فروشيم ، پس افزايش بهاي دلار به نفع ماست چرا كه اگر نفت كمتر هم بفروشيم دلار پرارزش تر نصيب مان مي شود و دست كم اين تغيير نرخ دلار ٢٠درصد نوسان قيمت نفت را پوشش مي دهد. ابهام اصلي در تبديل دلارهاي نفتي به ارزهاي ديگر است يعني اگر ما ذخاير ارزي خود را به دلار تبديل كنيم ، از كاهش ارزش اين دارايي ملي خود جلوگيري كرده ايم.ناديده نبايد گرفت كه پيچيدگي سياست هاي ارزي و مديريت نرخ ارز در بازارهاي داخلي و نگهداشت ذخاير ارزي خارجي كشور بسيار است اما چالش اين است كه چرخش از يك ارز به ارز ديگر چگونه بايد صورت گيرد ، آن هم در شرايطي كه تبديل بخشي از ذخاير ارزي به سهام در بورس هاي جهاني توام با ريسك است و چه بسا اگر بدون داشتن تحليل درست از شرايط اقتصاد جهاني به خريد سهام روي آورده بوديم اين روزها روزگار تيره اي را پيش چشم خويش مي ديديم.گمان بر اين است كه جزم انديشي به تعيين غير واقعي ارزش دلار به ريال در بازار داخلي هم به خطاست و چاره اين است كه دولت و بانك مركزي با واقعيت نگري نسبت به تغيير روش ها اقدام كنند و صرف نگاه درآمدي به اين كه دلار ٩٠٠و چند توماني را در بازار آزاد بيشتر بفروشند و جبران كسري بودجه كنند ، كوتاه نظري است و بودجه سال آينده را بر مبناي ارزش واقعي دلار بايد سنجيد و دامنه نوسان نرخ ارز و دايره و حدود دخالت بانك مركزي هم بايد متناسب با اهداف واقعي اقتصاد باشد تا كمترين آسيب را به بخش خصوصي ، توليد كنندگان و صادركنندگان وارد كند نه اين كه ممر درآمدي باشد براي دولتي ها.

از سوي ديگر بستن بودجه ٨٨روي مرز قيمت نفت تهديد آميز خواهد بود و دور از منطق آينده نگري.آيا دلار بد است يا خوب به نظرم دلار چه خوب بدانيم اش چه بد مهم اين است كه اقتصادي و واقع گرايانه تحليل اش كنيم و خطاست اگر از زاويه سياست بنگريم.

نوشته شده توسط رضا کربلایی در ساعت 10:41 بعد از ظهر | لینک  |