ادامه مطلب
فضاي اقتصاد ايران در سال ٥٨، نه سياه بود و نه سفيد، بلكه خاكستري بود. حال با چنين پيش فرضي سال آينده چگونه خواهد بود؟ در سال ٥٨ رشد تورم تا پايان سال 13.1درصد، نرخ بيكاري ٢/١١ درصد و ته مانده پول نفت در حساب ذخيره ارزي ٢/٩ ميليارد دلار گزارش شده است اما بر اساس آمار و اطلاعات موجود رشد نقدينگي در حد 40 درصد، افزايش سطح عمومي قيمت ها در برخي كالاها و خدمات موثر در سبد خانوار تا 20 درصد، افزايش 60 درصدي قيمت زمين و مسكن در تهران، كم رونق بودن بورس و تقلا براي بهبود شاخص توام با عامل نقد شوندگي مطلوب و ... اين نتيجه را به همراه دارد كه سال ٥٨ خاكستري بود.
آينه اقتصاد ايران در سال ٦٨ با وجود خاكستر هاي به جا مانده از سال ٥٨ همچنان خاكستري خواهد ماند و زدودن اين خاكسترها كه برخي از آنها ريشه در تاريخ دارد و چون دمل چركين شده است، نسخه اي متفاوت و نه تسكين دهنده مي خواهد.
شكستن آينه، نقش ها را دگرگون نمي كند و تغيير بدون ريشه داروها بر مزمن شدن دردها و پيچيدگي درمان ها مي افزايد، پس نه آينه بشكنيم و نه داروها را بدون شناخت واقعي دردها تغيير دهيم و بر دردها نيفزاييم اگر درمان نمي شناسيم.
چشم انداز ما 20 ساله است و به اشتباه سخن نگوييم كه بايد 10 ساله باشد، نسخه واقعي ما ابلاغيه اصل ٤٤ است و به غلط نيندازيم كه به يك شب همه نسخه را مصرف كنيم تا درمان شويم. نوشتن نسخه اي به نام قانون، بدون آمادگي جسمي و روحي بيمار و محيط فرهنگي، قضايي، سياسي و اجتماعي، اعتبار نسخه اصلي را مخدوش مي سازد.
دستگاه قضا، نهاد اجرا و قدرت قانون و نظارت، سه دايه مهربان تر از مادر هستند كه براي كودكي چون اقتصاد ايران دل مي سوزانند و هركدام آرزوي سلامتي اش را دارند اما گاه يكي ترشي مي آورد و ديگري شيريني و آن سوم هم داروي تلخ تجويز مي كند. كودك بي زبان هم نمي داند چه بخواهد و چگونه بخواهد.
ترس آن است كه هر يك از سه دايه را تفسيري متفاوت از نسخه اصلي در نظر آيد و پيمانه يكسان و عادلانه در دست گيرند و باز هر يك داروي خاص خود آورد اما به پيمانه يكسان كه اين به عدالت نزديك تر باشد، چنين باشد سوء هاضمه پديد مي آيد و سرگيجه فزون تر شود و ناله ها بلندتر.
بهار پشت پنجره ايستاده است، باز كنيد تا كودك بيمار اقتصاد ايران هوايي بخورد، از بوي تهوع انگيز نفت حالش به هم خورده، قلبش درد گرفته، سرش گيج مي رود و چون نمي گذارند خود تنفس كند از تنفس هاي اجباري مصنوعي دست و پا مي زند. و اندوه آن كه، مي پندارند حتما دست و پايش درد مي كند! اين دايه هاي مهربان تر از مادر. پنجره را باز كنيد و نسخه را از پشت پنجره برداريد تا باران بهاري خيسش نكرده است درست بخوانيد و بدان عمل كنيد اما پنجره را باز بگذاريد تا احساس اقتصاد، هوايي بخورد!
ویژه نامه نوروزی خراسان منتشر شد
حتما بخوانید با این عناوین
آیت ا... سبحانی:امروز شاس های متعددی وجود دارد
گفتگو با رییس سازمان ملی جوانان
گفتگو با ابراهیم حاتمی کیا داریوش مهرجویی پرویز پرستویی و لیلا حاتمی و محمد حسین قریب و محمد حسن انصاری فرد.
داستان پرماجرای ابومسلم خراسان و قطار شهری مشهد.
آیا مدعی انرژی درمانی بر می گردد؟
متولیان از مهمترین سند راهبردی جه می دانند؟
محمد علی رامین معرفی جدید هولوکاست
اصولگرایان و انتخابات آذر ۸۵ (صادق زیباکلام)
مرعشی:حزب خانوادگی نیستیم
صدامِ:نمایش شکایت
کروبی : قصد نداشتم سر مردم شیره بمالم
دوست ۳۰ ساله رییس جمهور : ثمره هاشمی
بوش تاجر نفت!
کدخدایی : سیاسی عمل نمی کنیم
ایران در میدان رقابت جمهوری خواهان و دموکراتها
گفتگوی مکتوب با احمد توکلی
اصل ۴۴ :سیاستها فرصتها و چالشها(محمد نهاوندیان حسین عبده تبریزی و مهدوی عادلی)
قله ها و دره های درآمدی در گفتگو با طهماسب مظاهری
اصلاح قانون کار:طعم گس خرمالو یا پوست خربزه
دیپلمات پلاک۷ با موتور ۲۰۰۷ - محمد خزایی
قرمزها را با دقت بخوانید چون .... کار من نیست!
اين روزها كه ايهام و كنايه اثر نمي كند، با صداي بلند فرياد بايد زد و بي پرده نوشت. شايد گوش ها از سنگيني درآيد. چرا كه نمي فهميم و يا نمي خواهيم بفهميم آنچه سند چشم انداز است، دقيق و قابل محاسبه و مطالبه نوشته شد، حال آن كه به غلط مي پندارند برخي كه انشايي بيش نباشد.
اين روزها كه اصل ٤٤ را به تفسيري نوين خوانده ايم و ابلاغ شد تا بهانه نياوريم كه نمي شود، تلخ است بپذيريم قدم موثر برنداشته ايم و برنامه اي ننوشته ايم و كار رها شده است، گويي ما مسئول نيستيم! چه خوش سعادتي باشد دولت، مجلس و دستگاه قضا را كه مقام معظم رهبري راه را نشان داده اندُ ليك چه فرصت سوز شده اند اين سه ضلع مثلث كه راه ديده اند و راه نمي روند.
اين روزها كه سال به آخر مي رسد و بهاري ديگر در راه داريم، به گمانم خط پايان را بايد نشان دادن و خواستن كه همه به يك خط شوند. جز اين باشد، سال آينده در نقطه اي ايستاده ايم كه اكنون هستيم.
تصور نادرستي در نزد بسياري از تصميم گيران و مديران عالي رتبه و مياني درحال شكل گيري است كه ترويج مي كند اصل ٤٤ را بايد در فعاليت اقتصادي خلاصه كرد و مردم را سوداي مديريت اقتصادي و مالكيت نباشد كه ما بهتر از آنها عمل مي كنيم. ساده تر و شفاف تر بگوييم كه تقصير را<
